۱. در آغاز لطفاً خودتان را معرفی کنید و برای ما بگویید چه مسیری شما را به جایگاه امروز رساند؟ مهمترین عاملی که این جایگاه ویژه را ایجاد کرد چه بود؟
حمیدرضا شمخالی هستم، رئیس انجمن حرفهای هتلداران و مراکز اقامتی استان البرز. در سالهای فعالیت حرفهایام در صنعت هتلداری، مسئولیتهای اجرایی و مدیریتی گوناگونی داشتهام؛ از هفت سال مدیریت هتل بزرگ گاجره در منطقه کوهستانی البرز مرکزی و دبیری کمیته تدوین استراتژی ساخت و بهرهبرداری دهکده گردشگری گهرپارک ـ بزرگترین مجموعه گردشگری وقت کشور ـ تا معاونت گردشگری و مراکز اقامتی شرکت توسعه مرآت کیش، عضویت در کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی، عضویت در شورای عالی راهبری گردشگری استان، عضویت در کمیته رسیدگی به شکایات تأسیسات گردشگری و حضور در کمیتههای فنی و تخصصی.
در کنار این مسئولیتها، همواره کوشیدهام در توسعه زیرساختهای گردشگری، ارتقای کیفیت خدمات اقامتی، تقویت تعامل میان فعالان این صنعت و معرفی ظرفیتهای گردشگری البرز نقش مؤثری داشته باشم. اگر امروز به عنوان کوچکترین عضو جامعه گردشگری استان البرز آبرویی دارم، حاصل ترکیبی از تجربه میدانی، نگاه توسعهمحور، ارتباط مستمر با فعالان صنعت و باور به ظرفیتهای ارزشمند گردشگری البرز است.
۲. شما بارها بر لزوم تبدیل البرز از معبر به مقصد تأکید کردهاید. با افتتاح نخستین هتل پنجستاره در استان البرز، بهطور مشخص چه تغییر رفتاری در گردشگر، مانند افزایش مدت اقامت یا تغییر ترکیب مسافر، مشاهده کردهاید که نشان دهد این گذار در حال رخ دادن است؟
البرز به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در مسیر ارتباطی پایتخت با استانهای شمالی و غربی، سالها بیشتر بهعنوان یک مسیر عبوری شناخته شده است؛ در حالی که این استان ظرفیتهای کمنظیری در گردشگری طبیعی، کوهستانی، فرهنگی، صنعتی و تفریحی دارد. راهاندازی یک مجموعه اقامتی پنجستاره را باید اتفاقی مهم در ارتقای جایگاه گردشگری استان دانست.
حضور چنین مجموعهای میتواند انتظار گردشگر را از یک سفر کوتاه و عبوری به تجربهای باکیفیتتر و اقامتی طولانیتر تغییر دهد. از نشانههای این تغییر میتوان به افزایش توجه به سفرهای هدفمند، سفرهای خانوادگی، نگهداشت مسافران سطح یک و مقامات ارشد بینالمللی، برگزاری دورهمیها و رویدادهای سازمانی و تمایل به استفاده از خدمات اقامتی باکیفیت اشاره کرد.
البته تبدیل البرز از معبر به مقصد، صرفاً با افتتاح یک هتل محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند مجموعهای از جاذبهها، خدمات، زیرساختها و برنامههای گردشگری است. باید شرایطی ایجاد کنیم که گردشگر برای ماندن در البرز انگیزه داشته باشد، نه اینکه صرفاً از آن عبور کند. با زحمات همکاران در اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری، تشکلهای حرفهای ـ از رستورانداران و سفرهخانههای سنتی تا آژانسداران، دفاتر خدمات مسافرتی و راهنمایان سفر ـ و حمایت بیدریغ استانداری البرز، اتفاقات بسیار خوبی رخ داده است؛ اما هنوز تا رسیدن به مقصد اصلی فاصله داریم.
۳. شما بومگردی را رقیب هتلها نمیدانید و بر تکمیل زنجیره اقامت تأکید دارید. در عمل، چه مکانیزمی برای اتصال این دو بخش طراحی شده است تا گردشگر در یک سفر هم از هتل و هم از اقامتگاه بومگردی استفاده کند؟
نگاه ما به هتلداری و بومگردی، نگاه رقابتی نیست؛ این دو بخش را مکمل یکدیگر میدانیم. هرکدام مخاطبان، ویژگیها و کارکردهای خاص خود را دارند و در کنار هم میتوانند تجربه کاملتری برای گردشگر بسازند.
برای تحقق این موضوع، لازم است میان هتلها، اقامتگاههای بومگردی، دفاتر خدمات مسافرتی، جامعه تورلیدرها و فعالان محلی شبکه همکاری شکل بگیرد. برای مثال، میتوان بستههای سفر ترکیبی طراحی کرد که گردشگر بخشی از اقامت خود را در هتلی با خدمات استاندارد و بخشی دیگر را در اقامتگاه بومگردی با تجربه زندگی محلی سپری کند.
ایجاد سامانههای معرفی و رزرو مشترک، تبادل ظرفیتهای اقامتی، معرفی جاذبههای محلی توسط هتلها و همکاری در اجرای تورهای یکروزه و چندروزه نیز میتواند این ارتباط را تقویت کند. معتقدم توسعه گردشگری زمانی اتفاق میافتد که منافع آن به تمام حلقههای زنجیره ـ از هتلدار و سرمایهگذار تا جوامع محلی و فعالان بومگردی ـ برسد.
۴. اولین هتل پنجستاره استان البرز پس از ۵ سال و با وجود مشکلات صنعت گردشگری به بهرهبرداری رسید. مهمترین مانع در این پنج سال چه بود: تأمین ارز و تجهیزات، یا هزینههای جاری و نوسانات نرخ ارز؟
واقعیت این است که در پروژههای بزرگ ساخت و بهرهبرداری هتل، معمولاً با مجموعهای از چالشهای همزمان روبهرو هستیم و نمیتوان تنها یک عامل را مسئول تأخیر یا دشواری بهرهبرداری دانست. در پروژههایی با این سطح از استاندارد، تأمین تجهیزات تخصصی، وابستگی بخشی از ملزومات به واردات، نوسانات نرخ ارز و تغییر مداوم قیمت مصالح و تجهیزات فشار قابلتوجهی به سرمایهگذار وارد میکند.
از سوی دیگر، هزینههای جاری، حقوق و دستمزد، انرژی، نگهداری و تأمین مواد مصرفی نیز پس از بهرهبرداری به چالشهای جدی تبدیل میشوند. به نظر من مهمترین مسئله، دشواری پیشبینی هزینههای سرمایهگذاری و بهرهبرداری است. سرمایهگذار باید بتواند برای یک پروژه بلندمدت برنامهریزی کند، اما وقتی قیمتها و هزینهها با سرعت تغییر میکنند،محاسبات اولیه اقتصادی نیز دگرگون میشود. با این وجود، به بهرهبرداری رسیدن چنین پروژههایی نشاندهنده اهمیت نگاه بلندمدت و استمرار سرمایهگذاری در صنعت گردشگری است.
۵. با توجه به تحریمهای بانکی و مسدود بودن مسیر ورود سرمایه خارجی و فناوریهای سبز، یک سرمایهگذار داخلی که امروز قصد ساخت هتل در البرز را دارد، با چه مدل تأمین مالی واقعبینانهای میتواند پروژه را پیش ببرد، بدون اتکا به تسهیلات کمبهره یا برندهای بینالمللی؟
در شرایط فعلی نمیتوان صرفاً بر تسهیلات بانکی یا ورود سرمایهگذار خارجی تکیه کرد. سرمایهگذاری در هتلداری نیازمند طراحی مدلهای متنوع و ترکیبی تأمین مالی است. یکی از راهکارهای واقعبینانه، مشارکت میان مالکان زمین و سرمایهگذاران تخصصی است؛ به این معنا که مالک زمین آورده غیرنقدی خود را وارد پروژه کند و سرمایهگذار منابع مالی و دانش مدیریتی را تأمین کند.
روش دیگر، استفاده از مدل مشارکت مدنی، جذب سرمایههای خرد و متوسط از طریق ساختارهای حقوقی شفاف، پیشفروش بخشی از واحدهای اقامتی در چارچوب ضوابط قانونی و مشارکت شرکتهای بزرگ و هلدینگهای اقتصادی در پروژههای گردشگری است. بهجای شروع پروژههای بسیار بزرگ و پرهزینه نیز میتوان پروژه را مرحلهای طراحی و اجرا کرد؛ بهگونهای که فاز نخست با ظرفیت اقتصادی قابلقبول به بهرهبرداری برسد و درآمد آن در توسعه مراحل بعدی استفاده شود.
نکته مهم این است که پیش از هرگونه سرمایهگذاری، مطالعات امکانسنجی اقتصادی، شناخت بازار هدف، برآورد هزینههای واقعی و پیشبینی دوره بازگشت سرمایه با دقت انجام شود. ما به سرمایهگذاری نیاز داریم، اما سرمایهگذاری هوشمندانه و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی.
۶. تجربه شما در گاجره نشان میدهد که این هتل را از یک فضای اقامتی صرف به قطبی برای رویدادهای تخصصی تبدیل کردهاید. آیا این مدل رویدادمحوری را میتوان به هتلهای شهری کرج نیز تعمیم داد، یا الزامات آن، مانند فضای باز و موقعیت کوهستانی، مختص گاجره است؟
قطعاً این مدل قابلیت تعمیم دارد و معتقدم یکی از مهمترین راهکارهای افزایش درآمد و ارتقای بهرهوری هتلها، فاصله گرفتن از نگاه صرفاً اقامتی و حرکت به سمت رویدادمحوری است.تجربه هتل بزرگ گاجره نشان داده است که یک مجموعه اقامتی میتواند علاوه بر پذیرش مسافر، میزبان همایشها، نشستهای تخصصی، گردهماییهای سازمانی، برنامههای آموزشی و رویدادهای فرهنگی و ورزشی باشد.
البته هر هتل باید متناسب با موقعیت جغرافیایی، امکانات و بازار هدف خود برنامهریزی کند. هتلهای کوهستانی میتوانند بر رویدادهای طبیعتگردی، ورزشی و سازمانی تمرکز کنند؛ در مقابل، هتلهای شهری کرج ظرفیت مناسبی برای برگزاری همایشهای تجاری، جلسات تخصصی، نمایشگاههای کوچک، دورههای آموزشی، نشستهای مدیریتی و مراسم سازمانی دارند.
مزیت هتلهای شهری، دسترسی مناسبتر، نزدیکی به مراکز اداری و اقتصادی و امکان جذب مشتریان سازمانی است. بنابراین رویدادمحوری مختص یک موقعیت جغرافیایی خاص نیست؛ یک استراتژی مدیریتی برای ایجاد درآمد پایدار، افزایش ضریب اشغال و تقویت برند هتل است.
۷. شما به راه، اینترنت و خدمات بهعنوان حلقههای مفقوده ماندگاری در روستاها اشاره کردهاید. در پنج سال گذشته، چه درصدی از این زیرساختها در مناطق گردشگری البرز، مثلاً محور دیزین یا طالقان، محقق شده است؟
یکی از موضوعات اساسی در توسعه گردشگری روستایی و مناطق کمبرخوردار، فراهم بودن زیرساختهای اولیه است. بدون دسترسی مناسب جادهای، اینترنت پایدار، خدمات بهداشتی، امکانات امدادی و خدمات عمومی نمیتوان انتظار داشت گردشگری به فعالیتی اقتصادی و پایدار تبدیل شود.
در سالهای گذشته اقداماتی در مناطق گردشگری البرز انجام شده است؛ از دسترسی و راه جدید کوهستانی به شهرستان گردشگری طالقان تا گازرسانی به جاده زیبای چالوس که در رده پروژههای کلان استانی و حتی کشوری قرار میگیرند. اما مسیر ارتقای سطح خدمات زیرساختی به پایان نرسیده و تا رسیدن به سطح عالی باید تلاش شود.
در خصوص اعلام درصد دقیق پیشرفت زیرساختها، لازم است آمارهای رسمی دستگاههای متولی مانند اداره کل راهداری و ارتباطات و فناوری اطلاعات بررسی شود؛ چراکه ارائه یک عدد بدون پشتوانه آماری دقیق، تصویر درستی از وضعیت موجود نمیدهد. تأکید من این است که توسعه گردشگری البرز باید از رویکرد پروژهمحور به رویکرد شبکهای تغییر کند؛ یعنی بهجای اجرای اقدامات پراکنده، مجموعهای از زیرساختهای مکمل در یک منطقه گردشگری ایجاد شود تا امکان ماندگاری گردشگر و رونق اقتصادی جامعه محلی فراهم شود.
۸. صنعت هتلداری ایران در هفت سال گذشته از سیل و کرونا تا ناآرامیها، تورم و جنگهای پیدرپی را تجربه کرده است. آیا صنعت هتلداری البرز امروز در برابر شوک بعدی تابآورتر شده یا همچنان فاقد ذخیره احتیاطی و سازوکار بحرانزدایی است؟ اگر دوباره چنین شرایطی تکرار شود، مهمترین درسی که از این دوره گرفتهاید و در عمل به آن پایبند خواهید بود، چیست؟
اگر چنین شرایطی تکرار شود، مهمترین درسی که گرفتهاید چیست؟ هتلداری از جمله صنایعی است که در برابر بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و طبیعی آسیبپذیری بالایی دارد؛ زیرا بخش عمدهای از هزینههای آن ثابت است، در حالی که درآمدش به میزان تقاضای سفر و شرایط عمومی کشور وابستگی مستقیم دارد. تجربه سالهای اخیر، بهویژه دوران کرونا و سایر بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، نشان داد مدیریت سنتی بهتنهایی پاسخگوی شرایط غیرقابل پیشبینی نیست.
امروز بیش از گذشته به ضرورت مدیریت ریسک، تنوعبخشی به منابع درآمدی، حفظ نقدینگی، مدیریت هزینهها و ایجاد ذخایر مالی برای شرایط اضطراری واقف شدهایم. البته باید بپذیریم تابآوری صنعت هتلداری البرز هنوز در سطح مطلوب نیست و بسیاری از مجموعهها با محدودیت منابع مالی و فشار هزینههای جاری مواجهاند.
مهمترین درس این سالها، ضرورت داشتن برنامه عملیاتی برای شرایط بحران است. هر هتل باید متناسب با ظرفیت خود، سناریوهای مختلف کاهش تقاضا، افزایش هزینهها و اختلال در فعالیت را پیشبینی کند.
انجمن هتلداران و مراکز اقامتی نیز باید نقش فعالتری در همافزایی میان مجموعههای اقامتی، انجمن آژانسها و خدمات مسافرتی و انجمن راهنمایان گردشگری، انتقال تجربیات، پیگیری حمایتهای دولتی و تدوین برنامههای مشترک مدیریت بحران ایفا کند. ما نمیتوانیم مانع وقوع بحران شویم، اما میتوانیم با برنامهریزی، تصمیمگیری بهموقع و مدیریت منابع، هزینههای ناشی از آن را کاهش دهیم.
۹. اخیراً مدیران گردشگری اعلام کردهاند اگر هتلهای در حال ساخت به ۷۰ درصد پیشرفت فیزیکی برسند، وزارت میراث فرهنگی از آنها حمایت میکند. آیا این سیاست منطقی است؟ به هر حال سرمایهگذاری که بتواند به ۷۰ درصد برسد، برای ۳۰ درصد باقیمانده هم میتواند کار را به سرانجام برساند.
سرمایهگذاری که به ۷۰ درصد برسد، برای ۳۰ درصد باقیمانده هم میتواند کار را به سرانجام برساند. اصل حمایت از پروژههای نیمهتمام گردشگری کاملاً منطقی و ضروری است، اما تعیین آستانهای ثابت مانند ۷۰ درصد پیشرفت فیزیکی بهعنوان شرط اصلی حمایت، نیازمند بازنگری است. باید توجه داشته باشیم رسیدن یک پروژه به ۷۰ درصد پیشرفت فیزیکی الزاماً به معنای برخورداری سرمایهگذار از منابع مالی کافی برای تکمیل ۳۰ درصد باقیمانده نیست.در بسیاری از پروژهها، هزینه تجهیزات تخصصی، تأسیسات، دکوراسیون، استانداردسازی و آمادهسازی برای بهرهبرداری، سهم قابلتوجهی از کل سرمایه موردنیاز را تشکیل میدهد.
از سوی دیگر، ممکن است پروژهای با پیشرفت فیزیکی کمتر از ۷۰ درصد، از نظر اقتصادی و موقعیت جغرافیایی توجیه بسیار مناسبی داشته باشد و حمایت از آن از توقف طولانیمدت سرمایه جلوگیری کند. پیشنهاد من این است که حمایتها صرفاً بر اساس درصد پیشرفت فیزیکی تعیین نشود؛ بلکه معیارهایی مانند میزان سرمایهگذاری انجامشده، توجیه اقتصادی پروژه، ظرفیت اشتغالزایی، موقعیت گردشگری، میزان پیشرفت واقعی، توان مالی سرمایهگذار و امکان بهرهبرداری در کوتاهمدت نیز در نظر گرفته شود.
حمایتها میتواند مرحلهای و متناسب با پیشرفت پروژه و با نظارت کارشناسی انجام شود. هدف اصلی باید تکمیل پروژههای نیمهتمام، بازگشت سرمایه به چرخه اقتصادی، ایجاد اشتغال و افزایش ظرفیت اقامتی کشور باشد. حمایت از سرمایهگذار در این بخش، در واقع حمایت از توسعه زیرساختهای گردشگری کشور است

ارسال نظر