به گزارش ایرانپژواک، تپه تاریخی «ریوی» در پهنه خاموش و رازآلود شمال شرق ایران، در آغوش دشتهای باز و افقهای بیانتها، چونان زخمی کهن بر تن خاک نشسته است؛ زخمی که نه از درد، بلکه از خاطره میتپد.
این تپه باستانی در نزدیکی شهر آشخانه و در گستره شهرستان مانه و سملقان قرار دارد؛ جایی که باد، قصهگوی هزاران سال تاریخ است و هر غروب، خورشید بر شانههای خاکی آن بوسه میزند.

ریوی فقط یک تپه نیست؛ لایهلایه آن، همچون کتابی قطور و کهن، روایتگر فراز و فرود تمدنهایی است که روزگاری در این دشت نفس میکشیدند، خندیدهاند، جنگیدهاند و آرزوهایشان را در دل همین خاک به امانت گذاشتهاند.
هر قطعه سفال شکسته، هر دیوار خشتی فروریخته و هر شی بیرونآمده از دل زمین، پژواکی است از زیست مردمانی که هزاران سال پیش، آسمان همین سرزمین را نظاره میکردند.

لایههایی از هزاره اول پیش از میلاد
کاوشهای باستانشناسی نشان میدهد که پیشینه استقرار در این محوطه به هزاره اول پیش از میلاد بازمیگردد و برخی یافتهها، نشانههایی از دورههای تاریخی مهم ایران باستان را آشکار کردهاند.
وقتی بر فراز ریوی میایستی، دشت سملقان زیر پایت گسترده میشود؛ پهنهای سبز و طلایی که در بهار میشکفد و در تابستان زیر آفتاب میدرخشد.
تصور اینکه در همین نقطه، روزگاری ارگها و سازههای حکومتی برپا بوده و مردمانی در سایه دیوارهای خشتیاش به دادوستد، نیایش و زندگی روزمره مشغول بودهاند، لرزهای از شگفتی بر جان میاندازد.

ریوی را گاه با محوطههای مهم دوران مادها و هخامنشیان مقایسه میکنند؛ زیرا شواهدی از ساختارهای معماری بزرگ و سازمانیافته در آن کشف شده است.
صدای پای تاریخ را در سکوت این تپه میتوان شنید. گویی ارابههایی از دل قرون عبور میکنند و سایهی سربازانی با جامههای باستانی بر خاک میلغزد.
شبهنگام، وقتی ستارگان بر آسمان شمال خراسان میدرخشند، ریوی به کهکشانی زمینی میماند؛ هر ستاره یادآور روحی که روزگاری در این سرزمین زیسته است.

وسعتی چشمگیر در دل دشت سملقان
این محوطهی باستانی دهها هکتار وسعت دارد و یکی از گستردهترین سایتهای تاریخی شناختهشده در خراسان شمالی به شمار میرود و وسعت ریوی تنها در اندازهی جغرافیاییاش خلاصه نمیشود؛ عظمت آن در عمق تاریخی و بار فرهنگیاش نهفته است.
اینجا نقطه تلاقی زمانهاست؛ جایی که گذشته و حال در هم میآمیزند. کودکی که امروز در حوالی تپه بازی میکند، شاید نداند زیر پایش چه جهانی خفته است؛ جهانی از آیینها، قدرتها، و آرزوهایی که قرنها پیش شکل گرفتهاند.

کاوشهای باستانشناسی، بقایای معماری خشتی، سازههای دفاعی و اشیای گوناگون را آشکار کردهاند؛ آثاری که نشان میدهد ریوی احتمالا مرکزیتی مهم و حتی حکومتی در دوران خود داشته است.
هر کشف تازه، همانند گشودن پنجرهای کوچک به تالاری عظیم از تاریخ است؛ تالاری که هنوز بخشهای زیادی از آن در تاریکی نهفته است.
اما آنچه ریوی را از یک محوطهی صرفا تاریخی فراتر میبرد، حس عمیقی است که در دل بازدیدکننده برمیانگیزد. ایستادن بر خاکی که هزاران سال پیش زیر گامهای نیاکان این سرزمین فشرده شده، نوعی پیوند ناگسستنی با ریشهها ایجاد میکند.

در جهانی که همهچیز با شتاب میگذرد، ریوی یادآور صبوری خاک است؛ اینکه زمان، هرچقدر هم بیامان، نمیتواند خاطرهها را بهکلی محو کند.
تپه تاریخی ریوی، آینهای است که چهره کهن ایرانزمین را بازتاب میدهد؛ آینهای غبارگرفته اما استوار. اگر گوش بسپاری، از دل همین خاک، صدایی آرام اما عمیق به گوش میرسد: صدای تاریخ، که هنوز زنده است، هنوز میتپد، و هنوز روایت میکند.
انتهای پیام

ارسال نظر