پل کرج

آمریکا و اسرائیل قصد دارند از طریق تخریب راه های مواصلاتی، ارتباط واحدهای زمینی و زرهی را با هم قطع کنند و بدین طریق، شبکه ارتباطی حلقه های مقاومت شهرهای مختلف (به خصوص شهرهای مرزی) با هم و با مرکز را از بین برده و آنها را به شبکه ها و جزایری جدا از هم بدل کنند.

به گزارش ایران‌پژواک، رژیم صهیونیستی و آمریکا بمباران پل های مختلف کشور را قبل از پایان اولتیماتوم ترامپ آغاز کرده اند. در حالیکه بسیاری منتظر بمباران نیروگاه ها و درگیری دو طرف بر سر زیرساخت های انرژی بوده و هستند، اکنون پل ها، اصلی ترین هدف اسرائیل و آمریکا به حساب می آیند. اما سوال اینجا است: علت حمله اسرائیل و آمریکا به پل های هوایی چیست؟

هدف قرار دادن پل ها؛ زمینه سازی برای حمله زمینی؟

دلایل زیادی در رابطه با علت حمله به پل های مختلف وجود دارد. یکی از نظریاتی که در شبکه های مختلف و برخی سایت ها و پایگاه ها بیان شده، زمینه سازی برای حمله زمینی است. طبق این دیدگاه و نظریه، آمریکا قصد دارد با زدن پل ها، خطوط مواصلاتی ایران را تخریب کند تا با آسیب وارد کردن به لجستیک کشور، انتقال سربازان و تسلیحات به خطوط مختلف (به خصوص جنوب) را سخت نماید و بدین طریق، سربازان خود را از طریق عملیات هلی برن وارد ایران کند و بدون مواجهه سخت با نیروهای مسلح ایران، اقدامات مخربی در کشور انجام دهد.

به عبارت دیگر، آمریکا و اسرائیل قصد دارند از طریق تخریب راه های مواصلاتی، ارتباط واحدهای زمینی و زرهی را با هم قطع کنند و بدین طریق، شبکه ارتباطی حلقه های مقاومت شهرهای مختلف (به خصوص شهرهای مرزی) با هم و با مرکز را از بین برده و آنها را به شبکه ها و جزایری جدا از هم بدل کنند.

به نظر می رسد این مساله پشتوانه تاریخی ونظامی نیز داشته باشد. در تاریخ ایران، هرگاه ارتشی توانسته میان نیروهای مختلف و به خصوص قوای مسلح و پشتیبانی ارتباط درستی برقرار کند و خطوط مواصلاتی را حفظ نماید، توانسته در جنگ ها پیروز شود. از داریوش کبیر گرفته تا شاه عباس و نادرشاه و کریم خان زند، همه و همه تلاش داشتند تا شبکه ای از راه های امن و جامع را در ایران ایجاد کنند تا به راحتی بتوانند سلاح، آذوقه و سرباز مورد نیاز ارتش را از شمال به جنوب و شرق به غرب انتقال دهند و بتوانند با آسودگی خاطر در چند جبهه با دشمن مبارزه کنند. تاریخ نشان داده هر زمان که راه ها و جاده های ایران خراب و ناامن بوده، حکومت مرکزی در سرکوب شورش های داخلی و هجوم های خارجی ناکام بوده و نتوانسته از پس مشکلات نظامی مختلف برآید.

استراتژی خاصی که تلاش واشنگتن را بی‌ثمر می کند

با این حال، به نظر می رسد که تئوری ترامپ و آمریکا مانند دیگر تئوری هایی نظامی شان در این جنگ، صرفا در چهارچوب جنگ متعارف، متقارن و کلاسیک قابل تعریف است و در جنگ نامتقارن کنونی قابلیت اجرای زیادی نداشته باشد.

ساختار دفاعی ایران در حال حاضر غیرمتمرکز است و به یک نقطه ثقل مرکزی وابسته نیست. شبکه ای از پهپادها و موشک ها از مناطق گوناگون، قابلیت اصابت به نقاط مختلف را دارند. همچنین، شبکه های مقاومت محلی در مساجد، فرمانداری ها و پایگاه های بسیج و سپاه هر شهر، شکل گرفته و خیابان های هر شهر را حفظ می کنند. این شبکه ها از ابتدای جنگ تاکنون آتش به اختیار عمل کرده و از مرکز فرمان زیادی نگرفته اند. این همان استراتژی نبرد مرکز گریز است که ایران از ابتدای جنگ آن را دنبال کرده و توانسته از طریق آن، آسیب زیادی به آمریکا و اسرائیل وارد کند و آن دو را به خصوص در آبهای جنوب غافلگیر نماید.

این نشان می دهد که اگر آمریکا و اسرائیل با هدف قطع شبکه ارتباطی نیروهای مسلح جهت تسلیح حمله زمینی به ایران، شروع به بمباران پل های کشور کرده اند، به هدف خود نخواهند رسید چرا که در استراتژی نظامی جدید ایران، انتقال کلاسیک نیرو و سلاح جایگاه زیادی ندارد.

انتهای پیام

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 1 =

پربازدیدها

آخرین اخبار داخلی