قاسمی نیا - مدیر گردشگری

زهرا بخشی/ ناصر قاسمی‌نیا، از مدیران باسابقه هتلداری و گردشگری کشور با بیش از ۳۵ سال تجربه اجرایی و مدیریتی، در گفت‌وگو با ما از دوره مدیریت توسعه گردشگری و میراث فرهنگی منطقه آزاد کیش، کارنامه دو ساله وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، تغییر ساختارهای گردشگری زیر سایه جنگ و فرصت‌های پس از آن می‌گوید. او معیار واقعی موفقیت گردشگری را نه شمارش مسافران ورودی یا تعداد چادرهای برپاشده در پارک‌ها، بلکه نرخ ماندگاری مسافر، ارزآوری واقعی، رضایت‌مندی گردشگر و پایداری زیست‌محیطی و اجتماعی می‌داند و تأکید می‌کند آینده روشن گردشگری ایران مشروط به کنار گذاشتن نگاه دستوری، نوسازی زیرساخت‌ها، تقویت دیپلماسی گردشگری و سپردن مدیریت کلان صنعت به متخصصان و بخش خصوصی است. در ادامه شما را به خواندن این مصاحبه دعوت می کنم.

۱. اگر موافق باشید، گفت‌وگو را از فعالیت‌های شاخص شما در حوزه گردشگری شروع کنیم؛ به‌ویژه در دورانی که سرپرست مدیریت توسعه گردشگری و میراث فرهنگی منطقه آزاد کیش بودید.

اینجانب ناصر قاسمی‌نیا، با بیش از ۳۵ سال سابقه مستمر در عرصه‌های مختلف هتلداری، مدیریت گردشگری و کارشناسی رسمی دادگستری، دارای مدرک کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی توریسم و DBA مدیریت کسب‌وکار، افتخار داشته‌ام در این مدت طولانی در گروه هتل‌های لاله شرکت توسعه گردشگری ایران در گروه مالی گردشگری و نیز سازمان منطقه آزاد کیش در سمت‌های مدیریت توسعه گردشگری، مدیریت بازاریابی گردشگری و معاونت گردشگری سازمان فعالیت کنم و عمر خود را صرف اعتلای صنعت مهمان‌نوازی و گردشگری کشور نمایم.

در این سال‌ها در بخش‌های اجرایی، آموزشی و مدیریتی کلان فعالیت داشته‌ام و همواره کوشیده‌ام استانداردهای بین‌المللی هتلداری را با ظرفیت‌های بومی ایران پیوند بزنم. در حوزه تحصیلات نیز مطالعات و آموزش آکادمیک خود را در رشته‌های مرتبط با مدیریت هتلداری و گردشگری تکمیل کرده و تلفیق دانش تجربی با مباحث علمی را سرلوحه کار خود قرار داده‌ام.

در دوران تصدی مسئولیت در منطقه آزاد کیش، تمرکز اصلی ما بر سه محور «حرفه‌ای‌سازی»، «کیفیت‌بخشی به زیرساخت‌ها» و «توسعه رویدادمحور» بود.

از مهم‌ترین اقدامات شاخص این دوره می‌توان به تدوین و اجرای استانداردهای نوین کیفی برای هتل‌ها و مراکز اقامتی کیش به‌منظور تطبیق با معیارهای روز بین‌المللی، توسعه گردشگری رویدادمحور با برگزاری جشنواره‌های تابستانی و زمستانی با هدف توزیع متوازن سفر در طول سال و افزایش ضریب اشغال هتل‌ها، تقویت تعاملات با آژانس‌های مسافرتی کلان‌شهرها و تسهیل فرآیندهای سفر برای گردشگران داخلی و خارجی، و توجه ویژه به میراث فرهنگی و گردشگری دریایی به‌عنوان ارکان مکمل در کنار توسعه گردشگری تفریحی اشاره کرد.

۲. با گذشت دو سال از عملکرد وزارت گردشگری در دولت چهاردهم، ارزیابی شما از عملکرد این وزارتخانه چیست؟ در چه مواردی ضعیف و در چه مواردی قوی بوده است؟

با گذشت دو سال از فعالیت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در دولت چهاردهم، کارنامه این وزارتخانه را باید ترکیبی از تلاش‌های ساختاری ارزشمند و در عین حال چالش‌های جدی بر زمین‌مانده ارزیابی کرد.

در بخش نقاط قوت، تلاش برای حفظ تعامل با بخش خصوصی و شنیدن صدای تشکل‌های صنفی حرفه‌ای، پیگیری معافیت‌ها و تسهیلات نقطه‌ای برای پروژه‌های نیمه‌تمام هتلداری و حمایت نسبی از توسعه گردشگری روستایی و بوم‌گردی‌ها قابل ذکر است.

اما در بخش نقاط ضعف، دیپلماسی گردشگری بین‌المللی ضعیف مانده است؛ در حوزه بازاریابی خارجی و بازگرداندن رونق به بازارهای هدف سنتی و نوظهور، وزارتخانه نتوانسته پابه‌پای تحولات منطقه و جهان حرکت کند. بروکراسی سنگین اداری و موانع دست‌وپاگیر صدور مجوزها همچنان سرمایه‌گذاران حوزه گردشگری را آزار می‌دهد.همچنین عدم هماهنگی بین‌بخشی؛ وزارتخانه در هم‌افزایی با سایر نهادها مانند وزارت راه، وزارت امور خارجه در حوزه روادید و شهرداری‌ها برای کاهش هزینه‌های سفر عملکرد کُندی داشته است.

۳. جنگ چگونه صنعت گردشگری را وادار به تغییر کرد؟

پدیده‌های بحرانی و جنگ، بزرگ‌ترین آزمون انعطاف‌پذیری برای صنایع خدماتی هستند. صنعت گردشگری ایران نیز تحت تأثیر تنش‌های منطقه‌ای و سایه جنگ مجبور شد ساختارهای سنتی خود را کنار بگذارد.

نخست، تمرکز از بازارهای خارجی به گردشگری داخلی و مقاومتی تغییر کرد. فعالان گردشگری آموختند که برای بقا نمی‌توانند صرفاً روی گردشگر خارجی حساب کنند و استفاده از ناوگان هوایی دچار مشکل گردید؛ لذا تقویت «بازار سفرهای داخلی» و تورهای منطقه‌ای ایمن در دستور کار قرار گرفت.

دوم، مدیریت بحران و پدافند غیرعامل در هتلداری ارتقا یافت و هتل‌ها و مجموعه‌های اقامتی مجبور شدند پروتکل‌های مدیریت بحران، کاهش نیروی انسانی، انبارداری اضطراری و تأمین امنیت مسافران را بازنگری کنند.

سوم، دیجیتال‌سازی سریع‌تر و کاهش هزینه‌های سربار شکل گرفت؛ برای تحمل دوره‌های افت شدید مسافر، کسب‌وکارهای گردشگری به سمت بهینه‌سازی فرآیندها، دورکاری و استفاده از ابزارهای آنلاین مارکتینگ سوق داده شدند.

همچنین فعالیت در جنوب کشور راکد و جزایر جنوبی کاملاً تعطیل شد و بخش‌های گردشگری دچار ضرر و زیان شدند؛ در حالی که مناطق شمالی و سایر استان‌ها شرایط بهتری داشتند و فرصت لازم را بهره‌برداری کردند.

۴. به زودی طوفان جنگ به پایان می‌رسد. مهم‌ترین کارهایی که صنعت گردشگری برای بهره‌برداری هرچه بیشتر از فرصت‌های پساجنگ می‌تواند انجام دهد چیست؟

با فرونشستن طوفان بحران و جنگ، پنجره‌ای طلایی برای بازگشت پرقدرت ایران به صحنه گردشگری جهانی باز خواهد شد.مهم‌ترین اقداماتی که باید از هم‌اکنون برای دوره پساجنگ برنامه‌ریزی کنیم عبارت‌اند از:نخست، راه‌اندازی کمپین‌های بزرگ بازاریابی و اعتمادسازی؛ دعوت از اینفلوئنسرهای معتبر گردشگری جهان، روزنامه‌نگاران و تورگردانان بین‌المللی برای بازدید از امنیت و جذابیت‌های واقعی ایران به‌منظور خنثی‌سازی سیاه‌نمایی‌های رسانه‌ای.

دوم، ارائه بسته‌های تشویقی و تخفیف‌های رقابتی؛ کاهش تعرفه‌های عوارض، مالیات و هزینه‌های خدمات فرودگاهی و اقامتی در ماه‌های نخست پساجنگ برای تحریک بازار.

سوم، تسهیل فوری روادید؛ ایجاد سامانه‌های روادید الکترونیکی سریع، لغو روادید یک‌طرفه یا دوجانبه، توسعه شبکه پروازی و استفاده از ظرفیت گردشگران مشتاق کشورهای همسایه مانند عراق و آسیای میانه و روسیه.

چهارم، کمک به حفظ سرمایه بخش خصوصی و ارائه تسهیلات مناسب و امتیاز.

پنجم، آموزش نیروی انسانی متناسب با استانداردهای نوین پساجنگ؛ آماده‌سازی پرسنل هتل‌ها، راهنمایان تور و آژانس‌ها برای پذیرایی حرفه‌ای‌تر و باکیفیت‌تر از گردشگران خارجی.

۵. معیار واقعی موفقیت گردشگری چیست؟

متأسفانه در کشور ما سال‌هاست که موفقیت گردشگری را تنها با «آمار شمارش مسافران ورودی یا تعداد چادرهای برپاشده در پارک‌ها» می‌سنجند که خطایی بزرگ است.

معیار واقعی موفقیت در صنعت گردشگری بر چند پایه استوار است: نرخ ماندگاری مسافر؛ گردشگر چقدر در مقصد می‌ماند؟ میزان درآمد سرانه و ارزآوری واقعی؛ چقدر پول در اقتصاد محلی و جوامع میزبان توزیع می‌شود؟ شاخص رضایت‌مندی مشتری؛ آیا گردشگر با خاطره‌ای خوب برگشته و سفیر تبلیغاتی ما خواهد شد؟ و پایداری زیست‌محیطی و احترام به جوامع محلی؛ آیا توسعه گردشگری به طبیعت، فرهنگ و بافت اجتماعی منطقه آسیب زده یا به حفظ آن کمک کرده است؟

۶. آینده گردشگری ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آینده گردشگری ایران را با وجود تمام چالش‌های سیاسی و اقتصادی، روشن، پرظرفیت اما مشروط می‌بینم. ایران به دلیل تنوع اقلیمی بی‌نظیر، میراث تاریخی چند هزار ساله، فرهنگ غنی و مهمان‌نوازی اصیل مردمانش، یکی از ۱۰ کشور جذاب دنیا از نظر پتانسیل گردشگری است.

با این حال، تحقق این آینده درخشان شرط دارد: اگر دولت‌ها دست از نگاه دستوری بردارند، زیرساخت‌های حمل‌ونقل هوایی، ریلی و جاده‌ای را نوسازی کنند، دیپلماسی را در خدمت اقتصاد گردشگری درآورند و مدیریت کلان صنعت را به دست متخصصان واقعی و بخش خصوصی بسپارند، گردشگری ایران می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن به یکی از ارکان اصلی اقتصاد ملی و جایگزین درآمدهای نفتی تبدیل شود.

این هدف‌ها با ترسیم چشم‌انداز آینده گردشگری کشور و همکاری و مساعدت همه‌جانبه دستگاه‌های دولتی و فعالان بخش خصوصی قابل دسترسی خواهد بود و بایستی به فکر توسعه پایدار گردشگری و استفاده از اقتصاد گردشگری در همه نقاط کشور و با استفاده از همه ظرفیت موجود باشیم.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

پربازدیدها

آخرین اخبار داخلی