میرزایی

افزایش هزینه سفر در ایران، به گفته مدیرعامل زیست‌بوم گردشگری کشور، تنها یک مسئله اقتصادی در صنعت گردشگری نیست؛ پدیده‌ای است که می‌تواند دسترسی بخشی از خانواده‌ها به تجربه‌های خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی را محدود کند. او با استناد به نظریه هرم نیازهای مازلو می‌گوید مسئله اصلی، حذف گردشگری از سبد خانوار نیست؛ شکاف میان نیاز به سفر و توان مالی پاسخ به آن است.

دکتر محمد فرزاد میرزایی قلعه در گفت‌وگو با ایران پژواک با تشریح نسبت نظریه سلسله‌مراتب نیازهای انسانی مازلو و گردشگری تأکید کرد: گردشگری را نباید صرفاً کالایی تفریحی و مختص اقشار برخوردار دانست؛ مسئله امروز، محدودشدن امکان سفر برای بخش‌هایی از جامعه در پی افزایش هزینه‌هاست.

میرزایی قلعه درباره ارتباط نظریه مازلو با گردشگری گفت: مازلو نیازهای انسان را در پنج دسته اصلی شامل نیازهای فیزیولوژیک، امنیت، تعلق اجتماعی، احترام و خودشکوفایی بررسی می‌کند. اگرچه گردشگری به‌عنوان یک سطح مستقل در این هرم تعریف نشده است، اما می‌تواند به شکل‌های مختلف به تأمین این نیازها کمک کند. سفر فرصتی برای استراحت، تجدید قوای جسمی و روانی، تقویت روابط خانوادگی، تجربه تعلق اجتماعی، شناخت فرهنگ‌ها و گسترش افق فکری انسان فراهم می‌کند.

سفر؛ نیاز انسانی فراتر از تفریح

او با اشاره به اینکه گردشگری را نباید به تفریح یا مصرف خدمات محدود کرد، افزود: سفر می‌تواند بخشی از تجربه زندگی اجتماعی و فرهنگی انسان باشد. به همین دلیل، برای تحلیل گردشگری ایران باید علاوه بر شاخص‌های اقتصادی، به این پرسش نیز پاسخ دهیم که مردم تا چه اندازه امکان بهره‌مندی از ظرفیت‌های انسانی و اجتماعی سفر را دارند.

مدیرعامل زیست‌بوم گردشگری کشور در پاسخ به این پرسش که آیا گردشگری در سطح بالاتری از نیازهای انسان قرار دارد و در شرایط اقتصادی دشوار نخستین هزینه‌ای است که خانواده‌ها حذف می‌کنند، گفت: در این زمینه باید دقت نظری داشت؛ نمی‌توان گفت گردشگری صرفاً نیازی متعلق به طبقات بالای هرم مازلو است، زیرا سفر می‌تواند به نیازهای متفاوتی پاسخ دهد. یک خانواده برای استراحت، خانواده‌ای دیگر برای دیدار بستگان و فردی دیگر برای شناخت تاریخی، تجربه فرهنگی یا حضور در طبیعت سفر می‌کند. بنابراین انگیزه‌های سفر را نمی‌توان در یک سطح ثابت از هرم قرار داد.

نیاز به سفر؛توان مالی برای سفر

او ادامه داد: اما از منظر اقتصاد خانوار، وقتی هزینه‌های ضروری مانند مسکن، خوراک، درمان و آموزش افزایش پیدا می‌کند، سفر معمولاً به دلیل قابلیت تعویق، در معرض حذف یا محدودشدن قرار می‌گیرد. اینجا باید میان «نیاز به سفر» و «توانایی مالی برای سفر» تفاوت قائل شویم. ممکن است نیاز انسان به آرامش، تجربه مشترک خانوادگی و شناخت فرهنگی همچنان وجود داشته باشد، اما قدرت خرید او اجازه ندهد این نیازها را از مسیر گردشگری پاسخ دهد.

میرزایی قلعه تصریح کرد: گرانی سفر لزوماً نیاز انسان به گردشگری را از بین نمی‌برد؛ بلکه امکان پاسخ‌گویی به بخشی از نیازهای انسانی از طریق سفر را محدود می‌کند. این همان نقطه‌ای است که نظریه مازلو می‌تواند به تحلیل سیاستی گردشگری ایران کمک کند.

او درباره پیامدهای این محدودیت برای خانواده‌ها و جامعه گفت: سفر خانوادگی فقط جابه‌جایی از یک شهر به شهر دیگر نیست؛ چنین سفری می‌تواند فرصتی برای گفت‌وگو، خاطره‌سازی، تقویت روابط میان نسل‌ها و فاصله‌گرفتن موقت از فشارهای روزمره باشد. گردشگری فرهنگی نیز امکان شناخت تاریخ و هویت سرزمین را فراهم می‌کند و سفر به مناطق روستایی و طبیعی می‌تواند تجربه‌ای متفاوت از زندگی روزمره در اختیار افراد قرار دهد.

وقتی سفر کوتاه می شود، تجربه ها محدود می شوند

به گفته او، وقتی هزینه سفر افزایش می‌یابد، بخشی از خانواده‌ها ممکن است سفرهای خود را کوتاه کنند، مقصدهای ارزان‌تر انتخاب کنند یا به‌طور کامل از سفر صرف‌نظر کنند. در نتیجه، مسئله تنها کاهش درآمد کسب‌وکارهای گردشگری نیست؛ بلکه دسترسی به تجربه‌های اجتماعی، فرهنگی و یادگیری نیز می‌تواند محدودتر شود.

میرزایی قلعه با تأکید بر ضرورت ارزیابی دقیق این پیامدها افزود: برای سنجش گستره این وضعیت در ایران باید داده‌های معتبر درباره هزینه سفر، درآمد خانوار و الگوی سفر گروه‌های مختلف اجتماعی در اختیار داشته باشیم. اما از منظر سیاست‌گذاری، ضروری است که استطاعت مالی مردم برای سفر به‌عنوان یکی از موضوعات اصلی این حوزه دیده شود.

گردشگری برای همه با امتیاز برای پردرآمدها

او در ادامه به نگرانی تبدیل‌شدن گردشگری به امتیازی برای اقشار پردرآمد اشاره کرد و گفت: اگر سفر باکیفیت به‌تدریج فقط برای گروه‌هایی امکان‌پذیر باشد که قدرت خرید بالاتری دارند، فرصت بهره‌مندی از ظرفیت‌های اجتماعی و فرهنگی گردشگری نیز نابرابرتر خواهد شد. با این حال، برای قضاوت قطعی درباره میزان و گستره این نابرابری در جامعه ایران به شواهد آماری نیاز داریم.

مدیرعامل زیست‌بوم گردشگری کشور افزود: از نظر من، شاخص موفقیت گردشگری نباید فقط تعداد هتل‌ها، میزان سرمایه‌گذاری یا درآمد حاصل از فعالیت‌های گردشگری باشد؛ باید ببینیم چه گروه‌هایی امکان سفر دارند، هزینه سفر چه نسبتی با درآمد خانوار دارد و چه موانعی باعث لغو یا کوتاه‌شدن سفر می‌شود.

او هشدار داد: اگر سیاست‌گذاری فقط بر افزایش ظرفیت عرضه تمرکز کند و به قدرت خرید گردشگر توجه نداشته باشد، ممکن است میان توسعه زیرساخت‌ها و امکان استفاده مردم از این زیرساخت‌ها فاصله ایجاد شود. توسعه واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که خدمات گردشگری هم از نظر اقتصادی پایدار باشند و هم برای گروه‌های متنوع‌تری از جامعه قابل دسترس شوند.

چهار راه برای نزدیک کردن فاصله

میرزایی قلعه درباره اقدامات لازم برای کاهش این فاصله گفت: نخست باید سبد متنوعی از محصولات گردشگری متناسب با توان اقتصادی گروه‌های مختلف جامعه طراحی شود. گردشگری الزاماً به اقامت در هتل‌های گران‌قیمت یا سفرهای طولانی نیاز ندارد؛ سفرهای کوتاه، گردشگری فرهنگی، گردشگری روستایی و محصولات خانوادگی می‌توانند گزینه‌هایی قابل بررسی باشند، به شرط آنکه کیفیت و ایمنی خدمات حفظ شود.

او دومین اقدام را کاهش هزینه دسترسی به مقصد دانست و گفت: حمل‌ونقل، اقامت و خدمات پایه سهم مهمی در هزینه نهایی سفر دارند. بهبود اتصال مقاصد به شبکه حمل‌ونقل، هماهنگی میان خدمات و شفافیت قیمت‌گذاری می‌تواند به مدیریت هزینه‌ها کمک کند.

به گفته میرزایی قلعه، سومین اقدام، بررسی حمایت‌های هدفمند از گروه‌هایی است که امکان مالی محدودی برای سفر دارند؛ حمایت‌هایی که می‌تواند در قالب اعتبار سفر، تخفیف خدمات پایه یا بسته‌های مشخص گردشگری طراحی شود. البته هر برنامه حمایتی باید از نظر منابع مالی، نحوه اجرا و میزان اثربخشی ارزیابی شود.

او چهارمین اقدام را استفاده از ظرفیت گردشگری محلی و جوامع میزبان عنوان کرد و افزود: توسعه محصولات متناسب با ویژگی‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی مناطق مختلف کشور، در صورت رعایت استانداردها و حفاظت از منابع مقصد، می‌تواند به تنوع انتخاب گردشگران و توزیع منافع اقتصادی کمک کند.

دسترسی عمومی؛ تهدید کسب وکارها نیست

میرزایی قلعه در پاسخ به این پرسش که آیا توجه به دسترسی عمومی به سفر با منافع اقتصادی فعالان صنعت گردشگری تعارض دارد، گفت: خیر؛ دسترسی عمومی به سفر نباید به معنای ارزان‌سازی غیرواقعی خدمات یا تضعیف کسب‌وکارها باشد. اگر قرار است گردشگری به صنعتی پایدار تبدیل شود، باید میان کیفیت خدمات، هزینه تمام‌شده، درآمد فعالان و توان پرداخت گردشگران تعادل برقرار کنیم.

او راه‌حل پایدار را در افزایش بهره‌وری، مدیریت حرفه‌ای مقصد، همکاری میان عرضه‌کنندگان و طراحی محصولات متنوع دانست و افزود: دولت نیز باید بیشتر بر سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، ایجاد زیرساخت، تسهیل فعالیت بخش خصوصی و حمایت هدفمند تمرکز کند. در واقع، رشد اقتصادی گردشگری و توجه به نیازهای انسانی می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. هرچه محصولات متنوع‌تر و متناسب‌تری طراحی شود، امکان گسترش بازار و جذب گروه‌های بیشتری از گردشگران فراهم خواهد شد؛ البته تحقق این هدف نیازمند برنامه‌ریزی و ارزیابی مستمر است.

پیام اصلی به سیاست گذاران

مدیرعامل زیست‌بوم گردشگری کشور در پایان، پیام اصلی این بحث برای سیاست‌گذاران را چنین بیان کرد: نظریه مازلو به ما یادآوری می‌کند که انسان فقط به نیازهای مادی محدود نیست و به تعلق، تجربه، شناخت و رشد فردی نیز نیاز دارد. گردشگری می‌تواند یکی از مسیرهای پاسخ‌گویی به این نیازها باشد. بنابراین، در سیاست‌گذاری گردشگری ایران باید علاوه بر افزایش سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت، امکان دسترسی مردم به سفر را نیز جدی بگیریم.

او تأکید کرد: مسئله اصلی این نیست که گردشگری در کدام طبقه هرم مازلو قرار می‌گیرد؛ مسئله این است که چگونه می‌توان شرایطی فراهم کرد تا گرانی سفر، امکان بهره‌مندی گروه‌های بیشتری از جامعه از تجربه‌های فرهنگی، اجتماعی و انسانی گردشگری را محدود نکند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 + 0 =

پربازدیدها

آخرین اخبار داخلی