مقدمه: ضرورت بازاندیشی در الگوهای توسعه گردشگری،اقتصاد گردشگری ایران در سالهای اخیر، تحت تأثیر تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای بینالمللی، نااطمینانیهای سیاسی، تنشهای منطقهای و پیامدهای جنگ، بیش از گذشته به الگوهایی از سرمایهگذاری نیاز دارد که علاوه بر ایجاد جذابیت برای گردشگران، از ظرفیتهای تولیدی کشور بهره بگیرند، درآمد را در جوامع محلی توزیع کنند و در برابر شوکهای اقتصادی و اجتماعی، انعطافپذیری بیشتری داشته باشند.
در چنین شرایطی، یکی از پرسشهای مهم پیش روی سیاستگذاران، سرمایهگذاران و فعالان صنعت گردشگری این است که چگونه میتوان کسبوکارهایی ایجاد کرد که در کنار ارائه خدمات گردشگری، از یک فعالیت اقتصادی مکمل و مولد نیز برخوردار باشند و در صورت کاهش تقاضای سفر، امکان ادامه بخشی از فعالیتهای خود را حفظ کنند؟
گردشگری کشاورزی یا اگروتوریسم (Agritourism) یکی از پاسخهای قابلتوجه به این پرسش است؛ مدلی که در آن مزرعه، باغ، فعالیتهای کشاورزی و فرهنگ زندگی روستایی، از یک فضای صرفاً تولیدی به بستری برای تجربهآفرینی، آموزش، تفریح، فروش محصولات و خلق ارزش اقتصادی تبدیل میشوند.
اهمیت این الگو در آن است که میتواند میان دو حوزه مکمل، یعنی تولید کشاورزی و گردشگری، ارتباط برقرار کند. در نتیجه، سرمایهگذار بهجای اتکا به یک منبع درآمد، امکان بهرهگیری از چند جریان درآمدی را خواهد داشت؛ موضوعی که در شرایط اقتصادی ناپایدار میتواند به افزایش ظرفیت سازگاری کسبوکار کمک کند.
البته این مزیت به معنای مصونیت از بحران نیست؛ بلکه نشاندهنده برخورداری از گزینههای بیشتر برای مدیریت ریسک و بازیابی اقتصادی است.
۱. اگروتوریسم چیست و چرا باید آن را جدی گرفت؟
گردشگری کشاورزی به مجموعهای از فعالیتهای گردشگری گفته میشود که در ارتباط مستقیم با مزرعه، باغ، دامداری، تولید محصولات کشاورزی و تجربه زندگی روستایی شکل میگیرند. با این حال، تقلیل اگروتوریسم به بازدید از باغ یا تماشای فعالیت کشاورزان، تصویری ناقص از ظرفیتهای آن ارائه میدهد.
یک مزرعه گردشگری میتواند همزمان محل تولید محصولات کشاورزی، برگزاری برنامههای آموزشی، عرضه غذاهای محلی، فروش محصولات تازه و فرآوریشده، اجرای رویدادهای فصلی و تجربه فعالیتهای مرتبط با طبیعت و زندگی روستایی باشد. برای نمونه، یک باغ میوه میتواند در فصل شکوفهدهی میزبان گردشگران باشد، در زمان برداشت برنامههای مشارکتی برگزار کند، در طول سال کارگاههای باغبانی و فرآوری محصولات ارائه دهد و از طریق فروش مستقیم محصولات، ارتباط مستمر خود را با مشتریان حفظ کند.
در چنین الگویی، محصول کشاورزی تنها کالایی برای عرضه در بازار نیست؛ بلکه بخشی از یک تجربه گردشگری است که میتواند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند. پژوهش آزاده لک و امید خیرآبادی که در سال ۲۰۲۲ در نشریه علمی Frontiers in Sustainable Cities منتشر شد و به بررسی ظرفیت گردشگری کشاورزی در مناطق روستایی ایران پرداخت، بر اهمیت تنوعبخشی فعالیتهای اقتصادی مزارع و ظرفیت این رویکرد برای بهبود وضعیت اقتصادی و تقویت ابعاد فرهنگی و اجتماعی مناطق روستایی تأکید دارد.
این مطالعه نشان میدهد که اگروتوریسم میتواند فراتر از یک فعالیت تفریحی، ابزاری برای توسعه اقتصادی مناطق روستایی باشد؛ البته تحقق این ظرفیت به شناخت شرایط محلی و برنامهریزی مناسب وابسته است.
۲. گردشگر امروز به دنبال تجربه است، نه صرفاً بازدید
زندگی شهری امروز برای بسیاری از مردم با تکرار روزمرگی، ترافیک، آلودگی، محدودیت فضای سبز و فاصله گرفتن از طبیعت همراه شده است. در این شرایط، سفر برای بخشی از گردشگران دیگر صرفاً به معنای اقامت در هتل، بازدید از یک جاذبه تاریخی یا صرف غذا در رستوران نیست؛ بلکه فرصتی برای تجربه زندگی متفاوت، مشارکت در فعالیتهای تازه و خلق خاطرات ماندگار است.
گردشگری کشاورزی میتواند پاسخ مناسبی به این نیاز باشد. تصور کنیم خانوادهای در یک روز تعطیل به مزرعهای در نزدیکی شهر مراجعه میکند. کودکان در کاشت بذر مشارکت میکنند، والدین با شیوه پرورش محصولات آشنا میشوند، اعضای خانواده سبزی و میوه موردنیاز خود را برداشت میکنند و در پایان، غذای محلی تهیهشده با محصولات تازه مزرعه را تجربه میکنند.
این بازدید، در صورت طراحی صحیح، صرفاً یک تفریح چندساعته نیست؛ بلکه تجربهای آموزشی، خانوادگی، مشارکتی و متفاوت است.
از سوی دیگر، چنین تجربهای قابلیت جذب گروههای مختلفی را دارد؛ از خانوادهها و کودکان گرفته تا مدارس، دانشگاهها، علاقهمندان به محیطزیست، گردشگران علاقهمند به غذاهای محلی و گروههایی که به دنبال برنامههای تفریحی و آموزشی خارج از فضای متعارف شهری هستند.
نکته کلیدی این است که هر گروه مخاطب، به تجربه متناسب با نیازهای خود احتیاج دارد. موفقیت در اگروتوریسم بیش از آنکه به وسعت زمین وابسته باشد، به توانایی مزرعه در طراحی تجربههای متنوع، جذاب و متناسب با مخاطبان بستگی دارد.
۳. از انتخاب محصول تا طراحی مقصد گردشگری
یکی از مهمترین تصمیمهای سرمایهگذار در این حوزه، انتخاب الگوی کشت و طراحی فعالیتهای مزرعه بر اساس ظرفیتهای گردشگری آن است. در کشاورزی متعارف، انتخاب محصول عمدتاً بر پایه عواملی مانند اقلیم، خاک، منابع آب، هزینه تولید، بازار فروش و سودآوری صورت میگیرد.
در الگوی اگروتوریسم نیز این عوامل همچنان تعیینکنندهاند، اما متغیر دیگری به آنها افزوده میشود: ظرفیت تجربهآفرینی محصول برای گردشگر. برای نمونه، باغی که تنها یک نوع میوه تولید میکند، ممکن است بخش عمده جذابیت گردشگری خود را به چند هفته از سال محدود کند. در مقابل، انتخاب اصولی محصولات با زمان شکوفهدهی، رشد و برداشت متفاوت، متناسب با اقلیم و منابع موجود، میتواند امکان طراحی تقویم متنوعتری از رویدادهای گردشگری را فراهم کند.
در این زمینه، چند نمونه قابلتوجه عبارتاند از:
• باغهای میوه: تجربه چیدن میوه، جشن شکوفهها، آموزش باغبانی و آشنایی با مراحل پرورش محصول.
• مزارع سبزی و صیفی: کاشت و برداشت محصولات، آموزش باغبانی خانگی و فروش مستقیم محصولات تازه.
• مزارع گیاهان دارویی و معطر: آشنایی با گونههای بومی، آموزش اصول کشت و معرفی روشهای مجاز و پایدار فرآوری.
• مزارع زعفران: تجربه آشنایی با مراحل برداشت گل، جداسازی کلاله و شناخت ارزش اقتصادی و فرهنگی این محصول.
• مزارع گل و گیاه: کاشت گل، آموزش نگهداری گیاهان، طراحی فضای سبز و برگزاری رویدادهای فصلی.
• مزارع غلات و محصولات بومی: آشنایی با روشهای کشت و برداشت، آسیاب و تهیه نان محلی.
البته انتخاب محصول نباید صرفاً با هدف جذب گردشگر انجام شود. در کشوری مانند ایران که با محدودیت منابع آب و چالشهای اقلیمی مواجه است، هرگونه تنوعبخشی به کشت باید با توجه به ظرفیت واقعی منابع طبیعی، پایداری تولید و اقتصاد کشاورزی صورت گیرد. هدف آن است که کشاورزی و گردشگری یکدیگر را تقویت کنند، نه اینکه توسعه خدمات گردشگری به بهای تضعیف تولید یا تخریب منابع طبیعی تمام شود.
۴. مزرعه گردشگری چه خدماتی میتواند ارائه دهد؟
مزرعه موفق، صرفاً زمینی نیست که گردشگر برای تماشای آن بلیت بخرد؛ بلکه فضایی است که در آن هر بازدید میتواند تجربهای تازه و انگیزهای برای بازگشت ایجاد کند.
برخی از فعالیتهای قابلطراحی در یک مزرعه گردشگری عبارتاند از:
الف) تجربه مشارکت در تولید • کاشت بذر و نهال با راهنمایی کشاورز. • شرکت در برداشت میوه، سبزی و محصولات فصلی. • آشنایی با روشهای آبیاری و مراقبت از گیاهان. • اختصاص قطعات کوچک به خانوادهها یا کودکان برای پرورش گیاه. • برگزاری برنامه «یک روز با کشاورز».
ب) گردشگری خوراک و محصولات محلی • ارائه صبحانه و میانوعده با محصولات مزرعه. • برگزاری کارگاه تهیه نان محلی، مربا، ترشی و دیگر فرآوردههای مجاز. • تجربه آشپزی با مواد اولیه تازه و محلی. • معرفی غذاهای سنتی منطقه. • راهاندازی فروشگاه محصولات کشاورزی و فرآوریشده مزرعه.
ج) تفریح و سرگرمی خانوادگی • طراحی مسیرهای پیادهروی در باغ و مزرعه. • ایجاد فضای بازی طبیعی برای کودکان. • برگزاری بازیهای بومی و محلی. • طراحی فضاهای عکاسی با چشماندازهای فصلی. • برگزاری برنامههای نجوم و رصد آسمان در مناطق مناسب. • اجرای برنامههای آشنایی با طبیعت و محیطزیست.
د) آموزش و تجربههای تخصصی • بازدیدهای آموزشی مدارس و دانشگاهها. • کارگاه شناخت بذرها و گونههای گیاهی بومی. • آموزش باغبانی خانگی و پرورش گیاهان در فضاهای کوچک. • معرفی فناوریهای مناسب کشاورزی و روشهای مدیریت منابع آب. • آموزش اصول کشاورزی پایدار و حفاظت از خاک.
هـ) رویدادها و جشنوارههای فصلی • جشن برداشت محصول. • جشن شکوفههای بهاری. • جشنواره غذاهای سنتی. • بازارچه محصولات محلی. • نمایشگاه محصولات کشاورزی و صنایعدستی. • رویدادهای خانوادگی با محوریت محصولات فصلی.
و) اقامت و تجربه زندگی روستایی در مزارعی که از نظر ضوابط قانونی، زیرساختی و زیستمحیطی شرایط لازم را دارند، میتوان اقامتگاههای متناسب با هویت محلی، برنامههای چندروزه و تجربه زندگی روستایی را نیز توسعه داد.
ضرورتی ندارد که همه این خدمات در یک مجموعه ارائه شوند. انتخاب فعالیتها باید بر اساس ظرفیت زمین، منابع آب، بازار هدف، سرمایه در دسترس و توان مدیریتی مجموعه صورت گیرد.
۵. «دوشنبهبازار مزرعه»؛ یک ایده ساده برای افزایش مراجعه
یکی از ویژگیهای جذاب اگروتوریسم، امکان طراحی رویدادهای کوچک و کمهزینه برای ایجاد تقاضای مستمر است. برای نمونه، یک مزرعه میتواند برنامهای هفتگی با عنوان «دوشنبهبازار مزرعه» راهاندازی کند؛ رویدادی که در آن برخی محصولات تازه با تخفیف ویژه عرضه شوند، تولیدکنندگان محلی محصولات خود را به فروش برسانند و خانوادهها در کنار خرید، از یک فعالیت جذاب مانند آموزش کاشت سبزی، کارگاه تهیه غذای محلی یا برنامه تفریحی کودکان استفاده کنند.
چنین رویدادی میتواند بهتدریج به یک عادت خرید و تفریح برای مخاطبان تبدیل شود. ایدههای مکمل عبارتاند از:
• چهارشنبههای برداشت: تجربه برداشت محصول ویژه همان هفته.
• جمعههای خانوادگی مزرعه: بسته تفریحی شامل بازدید، فعالیت آموزشی و پذیرایی.
• جشنواره محصول ماه: تمرکز بر محصولی که در آن ماه به اوج برداشت میرسد.
• سبد هفتگی مزرعه: عرضه مستقیم محصولات تازه به خانوادهها.
• عضویت خانوادهها: ارائه تخفیف و امتیاز به مشتریانی که در طول فصل چند بار مراجعه میکنند.
این برنامهها میتوانند به افزایش فروش مستقیم، کاهش وابستگی به واسطهها و تقویت ارتباط میان مزرعه و مشتری کمک کنند. با این حال، تخفیف بهتنهایی مزیت رقابتی پایداری ایجاد نمیکند.آنچه مشتری را به بازگشت ترغیب میکند، ترکیبی از کیفیت محصول، قیمت منصفانه، میزبانی مناسب، جذابیت محیط و تازگی تجربه است.
۶. چرا اگروتوریسم در شرایط بحرانی ظرفیت تابآوری بیشتری دارد؟
مهمترین مزیت راهبردی گردشگری کشاورزی برای ایران، امکان ایجاد درآمد از چند مسیر مکمل است. در بسیاری از کسبوکارهای گردشگری، درآمد مستقیماً به حضور گردشگر وابسته است. در صورت کاهش سفرها، محدودیتهای جابهجایی یا افت تقاضا، این مجموعهها ممکن است با کاهش شدید درآمد مواجه شوند.
اما مزرعهای که از تولید اقتصادی مناسب و بازار فروش مستقل برخوردار است، میتواند در کنار خدمات گردشگری، بخشی از فعالیت تولیدی خود را ادامه دهد. این مزیت را میتوان در پنج محور بررسی کرد:
نخست؛ برخورداری از دو جریان درآمدی؛ مزرعه میتواند از فروش محصولات کشاورزی و ارائه خدمات گردشگری درآمد کسب کند. این دو جریان کاملاً مستقل نیستند، اما در بسیاری از شرایط میتوانند بخشی از ریسک یکدیگر را کاهش دهند. اگر به دلیل محدودیت سفر، تعداد بازدیدکنندگان کاهش یابد، فروش محصول به بازارهای محلی، عرضه مستقیم به خانوارها یا فروش اینترنتی، در صورت فراهم بودن زیرساختها، میتواند بخشی از درآمد مجموعه را حفظ کند.
دوم؛ امکان تغییر در شیوه عرضه؛ مزرعهای که شبکه فروش مستقیم و ارتباط مستمر با مشتریان را ایجاد کرده است، میتواند در شرایط کاهش بازدید، بخشی از فعالیت خود را از پذیرش گردشگر به فروش محصول، آمادهسازی سفارشها و عرضه بستههای کشاورزی تغییر دهد. این انعطافپذیری به معنای حذف آثار بحران نیست، بلکه امکان استفاده از مسیرهای جایگزین اقتصادی را فراهم میکند.
سوم؛ امکان بهرهگیری از بازار محلی؛ در شرایطی که سفرهای دوردست کاهش مییابند، خرید محصولات محلی، بازدیدهای کوتاه خانوادگی و برنامههای آموزشی نزدیک به شهرها میتوانند برای بخشی از مخاطبان جذاب باشند؛ البته مشروط بر آنکه شرایط امنیتی و اقتصادی اجازه دهد. از این منظر، نزدیکی مزرعه به مراکز جمعیتی و برخورداری از دسترسی مناسب میتواند مزیتی مهم باشد.
چهارم؛ توزیع درآمد در اقتصاد محلی؛ اگروتوریسم میتواند زمینه اشتغال برای راهنمایان محلی، آشپزان، تولیدکنندگان صنایعدستی، فرآوریکنندگان محصولات، رانندگان و فروشندگان را فراهم کند. در نتیجه، بخشی از هزینه گردشگر در همان منطقه باقی میماند و به تقویت شبکه کسبوکارهای محلی کمک میکند.
پنجم؛ برخورداری از دارایی تولیدی در کنار زیرساخت گردشگری؛ در این مدل، سرمایهگذاری صرفاً برای ایجاد یک جاذبه تفریحی انجام نمیشود؛ بلکه زمین کشاورزی، باغ، تجهیزات تولید و شبکه عرضه محصول نیز کارکرد اقتصادی دارند. این ویژگی میتواند انعطافپذیری سرمایهگذاری را افزایش دهد؛ هرچند زمین کشاورزی و تولید نیز در برابر خشکسالی، آفات، افزایش هزینه نهادهها، اختلال زنجیره تأمین و کاهش قیمت محصولات آسیبپذیرند.
بنابراین، تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که سرمایهگذار علاوه بر طراحی تجربه گردشگری، برای استمرار تولید، مدیریت منابع آب، تنوع بازار فروش و کنترل هزینهها نیز برنامه داشته باشد.
شواهد علمی چه میگویند؟ پژوهش سارا برون، ویتنی نولنبرگ و اولیویا ویلا با عنوان «تابآوری گردشگری کشاورزی در دوران بحران کووید-۱۹» در سال ۲۰۲۳ در نشریه علمی Annals of Tourism Research منتشر شد.
این مطالعه با بررسی روند فعالیت مجموعههای گردشگری کشاورزی در ایالت کارولینای شمالی آمریکا طی بحران کرونا، نشان داد که تنوعبخشی به منابع درآمد و بازسازماندهی فعالیتها از راهبردهای مهم این کسبوکارها برای سازگاری با شرایط بحرانی بوده است. برخی مجموعهها در دوره محدودیت پذیرش بازدیدکنندگان، از ظرفیت فروش محصولات کشاورزی بهره گرفتند و برخی دیگر، روشهای تازهای برای ارائه خدمات آموزشی و تفریحی ایجاد کردند.
این پژوهش نشان میدهد که ترکیب فعالیت کشاورزی با خدمات گردشگری میتواند گزینههای بیشتری برای سازگاری اقتصادی در اختیار کسبوکار قرار دهد. البته بحران جنگ، تحریم یا اختلال گسترده در زنجیره تأمین، شرایطی متفاوت از همهگیری کرونا ایجاد میکند و نتایج این مطالعه را نمیتوان بدون توجه به تفاوت شرایط به همه موقعیتها تعمیم داد.
در جنگ یا بحرانهای امنیتی، هیچ نوع گردشگری مصون نیست. مزیت اگروتوریسم در این شرایط، تضمین استمرار درآمد نیست؛ بلکه امکان اتکا به ظرفیت تولیدی و تنوعبخشی به فعالیتهای اقتصادی است.
۷. فرصت سرمایهگذاری؛ چگونه از یک مزرعه، کسبوکاری چندمنظوره بسازیم؟ توسعه اگروتوریسم مستلزم تغییر نگرش به زمین کشاورزی است. در بسیاری از مناطق، میتوان بدون کنار گذاشتن فعالیت اصلی کشاورزی، ارزش اقتصادی تازهای از طریق تجربهآفرینی، خدمات مکمل و فروش مستقیم ایجاد کرد. برای سرمایهگذار، این موضوع به معنای طراحی یک مدل کسبوکار یکپارچه است.
پیش از آغاز پروژه، باید به پرسشهای زیر پاسخ داده شود: • چه محصولی با شرایط اقلیمی، منابع آب و اقتصاد منطقه سازگار است؟ • کدام گروههای گردشگری در محدوده دسترسی مجموعه قرار دارند؟ • چه تجربههایی را میتوان در طول فصلهای مختلف ارائه کرد؟ • سهم درآمد تولید کشاورزی و خدمات گردشگری چگونه برآورد میشود؟ • در صورت کاهش مراجعه گردشگران، بازار جایگزین فروش محصول چیست؟ • چه امکاناتی برای پذیرش ایمن و بهداشتی بازدیدکنندگان لازم است؟ • چگونه میتوان بدون آسیب به زمین کشاورزی و منابع طبیعی، تعداد بازدیدکنندگان را افزایش داد؟
سرمایهگذاری موفق در این حوزه، لزوماً به معنای ساخت مجموعهای بزرگ با امکانات پرهزینه نیست. گاهی یک باغ باکیفیت، مسیر بازدید مناسب، فضای پذیرایی محدود، فروشگاه محصولات و برنامهای خلاقانه برای مشارکت گردشگران، میتواند نقطه شروع مناسبی باشد. در مقابل، توسعه شتابزده خدمات تفریحی و اقامتی بدون مطالعه بازار، رعایت ضوابط قانونی و ارزیابی ظرفیت محیطی میتواند هزینههای سنگینی ایجاد کند.
همچنین لازم است دستگاههای متولی گردشگری، جهاد کشاورزی، محیطزیست و مدیریت محلی، در زمینه آموزش، تسهیل فرایندهای قانونی، معرفی الگوهای موفق و حمایت از کسبوکارهای واجد شرایط همکاری کنند.
۸. از مزارع منفرد تا شبکه مقاصد گردشگری کشاورزی؛ یکی از فرصتهای مهم این حوزه، امکان پیوند دادن مزارع با یکدیگر و ایجاد شبکهای از مقاصد گردشگری کشاورزی است. برای نمونه، در یک منطقه میتوان مسیر گردشگری طراحی کرد که بازدیدکنندگان در آن از باغ میوه، مزرعه گیاهان دارویی، واحد تولید لبنیات محلی، کارگاه فرآوری محصولات و بازارچه روستایی بازدید کنند.
هر مجموعه در این الگو بر مزیت تخصصی خود تمرکز میکند و از طریق همکاری با سایر کسبوکارها، محصول گردشگری کاملتری شکل میگیرد. این شبکه میتواند با اقامتگاههای بومگردی، رستورانهای محلی، فروشگاههای صنایعدستی و جاذبههای فرهنگی منطقه نیز ارتباط برقرار کند.
چنین رویکردی بهویژه برای مناطقی که از تنوع کشاورزی، میراث فرهنگی و دسترسی مناسب به شهرها برخوردارند، ظرفیت توسعه دارد. در این چارچوب، اگروتوریسم صرفاً فعالیتی جانبی برای کشاورز نیست؛ بلکه میتواند بخشی از راهبرد توسعه مقصد گردشگری و تقویت اقتصاد منطقهای باشد.
نتیجهگیری: آینده گردشگری در پیوند با تولید در شرایطی که اقتصاد گردشگری ایران با نااطمینانیهای متعدد مواجه است، ضروری است نگاه خود را از مدلهای صرفاً مبتنی بر جذب و مصرف گردشگر به سوی الگوهایی گسترش دهیم که میان تولید، تجربه، اشتغال و پایداری اقتصادی پیوند برقرار میکنند.
گردشگری کشاورزی یکی از ظرفیتهای قابلتوجه در این مسیر است؛ ظرفیتی که میتواند به کشاورز کمک کند از دارایی و دانش خود درآمد بیشتری کسب کند، به گردشگر تجربهای متفاوت ارائه دهد و به اقتصاد محلی در تنوعبخشی به منابع درآمد یاری رساند.
البته موفقیت این مدل به مجموعهای از عوامل وابسته است: انتخاب صحیح محصول، مدیریت منابع طبیعی، شناخت بازار، طراحی خلاقانه تجربههای گردشگری، بازاریابی مؤثر و برخورداری از برنامهای روشن برای مواجهه با بحران. مزرعهای که صرفاً محصول تولید میکند، در بازار محصولات کشاورزی رقابت خواهد کرد؛ اما مزرعهای که محصول باکیفیت را با تجربهای جذاب، آموزش، میزبانی و ارتباط مستقیم با مشتری پیوند میدهد، میتواند بازارهای تازهای برای خود بسازد.
در روزگاری که تابآوری به یکی از معیارهای مهم ارزیابی سرمایهگذاری تبدیل شده است، اگروتوریسم این فرصت را پیش روی ما قرار میدهد که زمین را همزمان به عرصه تولید، تجربه، اشتغال و گردشگری تبدیل کنیم؛ بیآنکه ارزش اصلی آن، یعنی تولید کشاورزی و حفاظت از منابع طبیعی، به حاشیه رانده شود.
آینده گردشگری کشاورزی در فروش بلیت بازدید از مزرعه خلاصه نمیشود؛ در ساختن اقتصادی است که در آن تولید، تجربه و گردشگری یکدیگر را تقویت میکنند.

ارسال نظر