1. لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید تحصیلات و محور اصلی فعالیت شما چیست؟
مرتضی گنجی هستم؛ دکتری جامعهشناسی از دانشگاه علامه طباطبایی و پژوهشگر حوزه سیاستگذاری اجتماعی-فرهنگی. سابقه تدریس دانشگاهی در حوزههای جامعهشناسی و مسائل اجتماعی-تربیتی را دارم و محور اصلی کارم تحلیل سیاستهای عمومی و بررسی نسبت نهادهای اجتماعی با مسائل تربیتی است.
2. بهعنوان مدرس دانشگاه، چه خلأ آموزشی در تربیت مربیان و مجریان اردوهای دانشآموزی میبینید؟
نخست باید تأکید کنم که اردوهای دانشآموزی را نباید صرفاً یک فعالیت تفریحی یا فوقبرنامه دانست؛ این اردوها بخشی از فرایند جامعهپذیری، تربیت اجتماعی و شکلگیری تجربههای جمعیاند. مشکل اصلی این است که آموزش مربیان و مجریان هنوز از نگاه اجرایی و تجربی فراتر نرفته و به یک الگوی حرفهای و چندبعدی تبدیل نشده است.
مربی اردو همزمان چند نقش دارد: تربیتی، تسهیلگری اجتماعی، مدیریت گروه، مراقبت از دانشآموزان و مدیریت موقعیتهای پیشبینینشده. از این منظر، چند خلأ مهم دیده میشود: ضعف در آموزش مهارتهای تربیت اجتماعی و کارگروهی؛ کمبود آموزش روانشناسی رشد و ویژگیهای دوره نوجوانی؛ ضعف در مدیریت ریسک، ایمنی و بحران؛ و فقدان آموزش مرتبط با گردشگری آموزشی و طراحی فعالیت یادگیری در محیط خارج از مدرسه.
پیشنهاد من این است که تربیت مربیان در قالب یک نظام شایستگیمحور انجام شود؛ نظامی که دانش نظری، مهارت عملی، صلاحیت تربیتی، توان مدیریت گروه و آمادگی مواجهه با شرایط اضطراری را همزمان ارزیابی کند.کیفیت اردو تا حد زیادی به کیفیت نیروی انسانی آن وابسته است.
3. از منظر جامعهشناسی، اردوی دانشآموزی را میتوان نوعی «سفر جمعی آموزشی-تربیتی» یا «گردشگری آموزشی» دانست. این پدیده چه کارکردها و کژکارکردهایی برای تولید سرمایه اجتماعی درونگروهی و برونگروهی دانشآموزان دارد؟
سرمایه اجتماعی از روابط، شبکهها، اعتماد متقابل، هنجارهای همکاری و مشارکت شکل میگیرد. اردو یکی از موقعیتهای مناسب برای تقویت این سرمایه است، زیرا دانشآموزان در محیطی متفاوت از فضای رسمی مدرسه تجربه مشترک و تعامل واقعیتر دارند.
اردو میتواند سرمایه اجتماعی درونگروهی را از طریق فعالیتهای مشترک، مسئولیتپذیری، حل مسئله گروهی و حمایت متقابل تقویت کند. همچنین میتواند زمینه سرمایه اجتماعی برونگروهی را فراهم آورد؛ یعنی ارتباط با افرادی خارج از حلقه آشنایان، شناخت تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی، تمرین مدارا و گسترش شبکه ارتباطی.
این ظرفیت وقتی بیشتر میشود که اردوها با ترکیب متنوعی از دانشآموزان، مدارس و مناطق برگزار شوند. اما هر اردویی الزاماً سرمایه اجتماعی مثبت تولید نمیکند. همبستگی درونگروهی ممکن است به طرد دیگران بینجامد؛ نابرابریهای اقتصادی ممکن است تجربه مشارکت را متفاوت کند؛ و رقابت ناسالم، گروههای بسته، برچسبزنی و حذف دانشآموزان کمرو نیز از پیامدهای نامطلوب است. اردو زمانی به تولید سرمایه اجتماعی پایدار کمک میکند که به تجربهای طراحیشده برای مشارکت، همکاری، اعتمادسازی و تعامل میانگروهی تبدیل شود.
4. به نظر شما چرا اردوهای دانشآموزی، با اینکه مصداقی از سفر گروهی و گردشگری محسوب میشوند، کمتر با استانداردهای صنعت گردشگری ایمنی، حملونقل، اقامت، تغذیه، راهنمای تور، مدیریت بحران و بیمه سنجیده میشوند؟ریشههای نهادی و فرهنگی این شکاف چیست؟
ریشه اصلی را باید در نوع نگاه نهادی جستوجو کرد. اردوهای دانشآموزی عمدتاً در چارچوب مأموریتهای آموزشی و تربیتی تعریف شدهاند و کمتر بهعنوان یک فعالیت تخصصی گردشگری دیده شدهاند؛ در حالی که از نظر اجرایی، اردو بسیاری از ویژگیهای یک سفر گردشگری را دارد: جابهجایی گروهی، حملونقل، اقامت، تغذیه، راهنمایی، بازدید و مواجهه با ریسکهای محیطی.
این شکاف را میتوان در چهار سطح توضیح داد:
سطح نهادی، یعنی پراکندگی مسئولیت میان آموزشوپرورش، گردشگری، حملونقل، بهداشت، ایمنی و مدیریت بحران؛
سطح مقرراتی، یعنی نبود چارچوب یکپارچه برای اتصال مسئولیت مجری، صلاحیت مربی، کیفیت خدمات و مدیریت بحران؛
سطح فرهنگی، یعنی تلقی اردو بهعنوان فعالیتی ساده و کمخطر؛
و سطح اجرایی، یعنی محدودیت بودجه، ضعف آموزش نیروی انسانی و نبود نظارت مستمر. باید میان استانداردسازی خدمات گردشگری و استانداردسازی فرایند تربیتی تمایز قائل شد.
یک اردو ممکن است از نظر حملونقل و اقامت مناسب باشد اما کیفیت تربیتی نداشته باشد، یا برعکس. بنابراین به الگویی تلفیقی نیاز داریم که استانداردهای تربیتی آموزشوپرورش را با استانداردهای حرفهای گردشگری، ایمنی و مدیریت بحران پیوند دهد.
5. بهعنوان کارشناس حوزه اجتماعی، خلأ اصلی در قوانین و مقررات اردوهای دانشآموزی چه می دانید؟ آیا نیاز به قانون جدید داریم یا اصلاح مقررات و هماهنگی بینبخشی میان آموزشوپرورش، میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداریها و مدیریت بحران کافی است؟
پیش از تصمیم درباره قانون جدید باید میان سه وضعیت تمایز قائل شویم: خلأ قانونی، یعنی موضوعی که اساساً در قوانین پوشش داده نشده است؛ خلأ تنظیمگری، یعنی قواعد کلی وجود دارد اما استانداردهای اجرایی و صلاحیت حرفهای روشن نیست؛ و ضعف اجرا و هماهنگی نهادی، یعنی مقررات وجود دارد اما تقسیم کار و پاسخگویی کارآمد نیست.
به نظر من مسئله مهمتر، فقدان چارچوب منسجم برای حکمرانی اردوهای دانشآموزی است؛ چارچوبی که مشخص کند چه نهادی سیاستگذار، استانداردگذار، مجوزدهنده و ناظر است و مسئولیت هر نهاد در صورت حادثه یا تخلف چیست.
آموزشوپرورش باید مسئول محتوا، صلاحیت تربیتی مربیان و نظارت بر اهداف تربیتی باشد؛ وزارت میراث فرهنگی و گردشگری در استانداردهای تخصصی خدمات گردشگری و صلاحیت راهنمایان نقشآفرینی کند؛ و نهادهای ایمنی، حملونقل، بهداشت و شهرداریها نیز متناسب با وظایف خود مشارکت داشته باشند.
بنابراین، تدوین قانون مستقل جدید را اولین راهحل نمیدانم. ابتدا باید مقررات موجود ارزیابی و مشخص شود کجا نیاز به اصلاح، تکمیل یا ضمانت اجرا وجود دارد.
اگر خلأ قانونی برای تعیین مسئولیتهای الزامآور یا نظام ملی اعتبارسنجی ثابت شود، آنگاه قانونگذاری ضرورت مییابد. جمعبندی من این است که مسئله اصلی، صرفاً داشتن قانون جدید نیست؛ ایجاد یک نظام منسجم، پاسخگو و قابل نظارت است.
6. اگر اردوهای دانشآموزی را بهعنوان زیرمجموعه «گردشگری آموزشی» ببینیم، چه فرصتها و خطرهایی برای توسعه گردشگری داخلی ایجاد میشود؟ خطر تجاریسازی اردوها و غلبه منافع اقتصادی بر اهداف تربیتی را چگونه ارزیابی میکنید؟
گردشگری آموزشی میتواند یادگیری را از کلاس درس فراتر ببرد و از طریق مشاهده مستقیم، تجربه محیطی و تعامل با مکانها و گروههای اجتماعی مختلف، شناخت دانشآموزان را عمیقتر کند. بازدید از آثار تاریخی، موزهها، مناطق طبیعی، مراکز علمی و فعالیتهای محلی میتواند به یادگیری تجربی و شناخت میراث فرهنگی و تنوع اجتماعی کمک کند.
از منظر اقتصادی نیز گسترش گردشگری آموزشی میتواند تقاضای جدیدی برای خدمات گردشگری ایجاد کند؛ بهویژه در مناطق کمتر برخوردار، زمینه رونق خدمات محلی و اشتغال را فراهم آورد. همچنین میتواند به تقویت هویت مکانی و انسجام اجتماعی کمک کند.
اما چند خطر جدی وجود دارد: تجاریشدن اهداف تربیتی، یعنی غلبه منطق فروش و سودآوری بر محتوای آموزشی؛ نابرابری در دسترسی، اگر اردوها بر اساس قدرت خرید خانوادهها طراحی شوند؛ و استانداردهای نامتوازن، اگر رقابت اقتصادی به کاهش کیفیت یا ایمنی بینجامد. باید میان تجاریشدن خدمات و تجاریشدن اهداف تربیتی تمایز گذاشت.
استفاده از ظرفیت بخش خصوصی و آژانسها بهخودیخود منفی نیست و حتی میتواند کیفیت را ارتقا دهد؛ مسئله زمانی آغاز میشود که منافع اقتصادی بر اهداف آموزشی، عدالت دسترسی و ایمنی غلبه کند. راهحل، تنظیمگری مناسب، اعتبارسنجی مجریان، نظارت مستمر و شفافیت هزینههاست. توسعه گردشگری آموزشی زمانی مطلوب است که اقتصاد گردشگری در خدمت تربیت قرار گیرد، نه اینکه تربیت ابزار توسعه بازار شود.
7. برای ارزیابی یک اردوی دانشآموزی، صرفاً رضایتسنجی کافی نیست. به عنوان مدرس دانشگاه چه نظام شاخصی پیشنهاد میکنید که هم یادگیری، هم سرمایه اجتماعی، هم ایمنی و هم انطباق با استانداردهای گردشگری را بسنجد؟ منافع اقتصادی بر اهداف تربیتی را چگونه ارزیابی میکنید؟
رضایتمندی لزوماً معادل تحقق اهداف آموزشی و تربیتی نیست. پیشنهاد من یک نظام ارزیابی چهاربعدی است.
بعد اول، یادگیری و اثربخشی تربیتی: افزایش آگاهی، یادگیری مهارتهای جدید، توان حل مسئله، مسئولیتپذیری و انتقال آموختهها. این بعد را نباید تنها با پرسشنامه رضایت سنجید؛ سنجش قبل و بعد از اردو، مشاهده رفتار، تکالیف گروهی و گزارشهای آموزشی نیز لازم است.
بعد دوم، سرمایه اجتماعی و تربیت: اعتماد متقابل، همکاری، مشارکت، تعامل میانگروهی، احساس تعلق و کیفیت حل تعارض.
بعد سوم، ایمنی و مدیریت ریسک: وجود برنامه مدیریت ریسک، صلاحیت مربیان، رعایت الزامات حملونقل و اقامت، آمادگی شرایط اضطراری و ثبت حوادث و شبهحوادث. پایین بودن تعداد حوادث بهتنهایی نشانه ایمنی بالا نیست؛ ممکن است نظام ثبت ضعیف باشد.
بعد چهارم، کیفیت خدمات و انطباق با استانداردهای گردشگری: کیفیت حملونقل، اقامت، تغذیه، راهنمایی، برنامه بازدید و تناسب امکانات با نیاز دانشآموزان.
این ارزیابی را میتوان در سه مرحله طراحی کرد: پیش از اردو، حین اردو و پس از اردو. ترکیب پرسشنامه، مشاهده، مصاحبه با دانشآموزان و مربیان، بررسی گزارشهای اجرایی و تحلیل حوادث تصویر کاملتری ارائه میدهد.
8. اگر بخواهید یک بسته سیاستی ـ قانونی برای ساماندهی اردوهای دانشآموزی با رعایت استانداردهای گردشگری پیشنهاد دهید، اولویتهای سهگانه شما چیست؟
اولویت اول، تدوین چارچوب ملی استانداردها و ضوابط اردوهای دانشآموزی است؛ چارچوبی متناسب با سن دانشآموزان، نوع اردو، مدت، مقصد و سطح ریسک. استانداردهای اردوی یکروزه درونشهری با اردوی چندروزه طبیعتگردی یکسان نیست. در این چارچوب باید صلاحیت مربیان و مجریان، حملونقل، اقامت، تغذیه، مدیریت بحران، بیمه و مسئولیتهای اجرایی مشخص شود.
اولویت دوم، ایجاد سازوکار حکمرانی و هماهنگی بینبخشی است. بدون تقسیم کار روشن میان آموزشوپرورش، گردشگری، شهرداریها و نهادهای مدیریت بحران، حتی بهترین استانداردها نیز در اجرا با مشکل مواجه میشوند. یک سازوکار ملی هماهنگی یا کارگروه تخصصی میانبخشی میتواند سیاستگذاری هماهنگ، رفع تداخل و پایش اجرا را بر عهده بگیرد.
اولویت سوم، ایجاد نظام ملی اعتبارسنجی، نظارت و ارزیابی است. این نظام باید اعتبارسنجی مجریان، ارزیابی صلاحیت مربیان، نظارت بر کیفیت خدمات، ثبت اطلاعات اردوها، گزارشدهی حوادث، رسیدگی به شکایات و ارزیابی پیامدهای تربیتی و اجتماعی را پوشش دهد.
این سه اولویت مکمل یکدیگرند: استانداردها مشخص میکنند چه چیزی مطلوب است؛ حکمرانی تعیین میکند چه نهادی مسئول است؛ و نظارت و اعتبارسنجی بررسی میکند که الزامات در عمل رعایت شدهاند یا نه.
9. برای اعتبارسنجی مجریان اردو مدارس، آژانسها، راهنمایان و مربیان چه سازوکاری لازم است؟ آیا «نظام اعتبارسنجی ملی اردوهای دانشآموزی» را پیشنهاد میکنید؟ نقش بیمه، ثبت داده و گزارشدهی حادثه در آن چیست؟
بله، ایجاد نظام ملی اعتبارسنجی اردوهای دانشآموزی میتواند یکی از مهمترین ابزارهای ساماندهی و ارتقای کیفیت باشد. منظور صرفاً صدور مجوز نیست؛ باید نظامی مستمر برای احراز صلاحیت، ارزیابی عملکرد و نظارت بر فعالیت مجریان شکل بگیرد.
این نظام باید چندسطحی باشد: شرکت گردشگری از نظر توان سازماندهی سفر، کیفیت خدمات و مسئولیتپذیری ارزیابی شود؛ راهنمای گردشگری صلاحیت حرفهای مدیریت گروه داشته باشد؛ و مربی دانشآموزان علاوه بر توان تربیتی و ارتباطی، با ویژگیهای روانشناختی نوجوانان، مدیریت گروه و الزامات حفاظت و ایمنی آشنا باشد.
حداقل پنج مؤلفه لازم است: احراز صلاحیت اولیه؛ آموزش و بازآموزی مستمر؛ ارزیابی عملکرد و نظارت دورهای؛ ثبت سوابق، شکایات، تخلفات و حوادث؛ و تمدید، تعلیق یا لغو اعتبار بر اساس نتایج ارزیابی. بیمه در جبران خسارت و مدیریت ریسک نقش دارد، اما نباید جایگزین پیشگیری و استانداردهای ایمنی شود. ثبت داده نیز بدون دادههای منظم، شناسایی الگوهای حادثه و ارزیابی سیاستها ممکن نیست.
گزارشدهی حادثه نیز باید فراتر از موارد خسارتبار باشد و شبهحوادث و موقعیتهای خطرناک را نیز در بر بگیرد. مهم است که نظام گزارشدهی صرفاً تنبیهی نباشد و امکان یادگیری سازمانی و اصلاح رویهها را فراهم کند.
نظام اعتبارسنجی باید از مجوزمحوری به صلاحیتمحوری، دادهمحوری و عملکردمحوری حرکت کند.
10. در پایان، از منظر سرمایه اجتماعی و آسیبهای اجتماعی، جمله کلیدی شما درباره ۱۳ آبان و اردوهای دانشآموزی چیست؟ آیا میتوان گفت ۱۳ آبان فرصتی است برای تمرین «شهروندی جمعی» و اردوها باید از «سفر تفریحی» به «تجربه اجتماعی استانداردشده» ارتقا یابند؟
۱۳ آبان به نام روز دانشآموز نامگذاری شده و ظرفیت نمادینی دارد که میتواند در هویتبخشی به دانشآموزان به کار گرفته شود. بنابراین، فرصتی برای توجه به یکی از ابعاد مهم تربیت اجتماعی، یعنی تجربه مشارکت، مسئولیتپذیری و شهروندی جمعی است.
شهروندی صرفاً برخورداری از حقوق قانونی نیست؛ با مسئولیتها، تعهدات اجتماعی، مشارکت در امور جمعی، رعایت حقوق دیگران و توان همکاری با گروههای مختلف نیز ارتباط دارد. این مهارتها تنها با آموزش نظری شکل نمیگیرند و نیازمند تجربه در موقعیتهای واقعیاند. اردو یکی از این موقعیتهاست؛ دانشآموز در آن مسئولیت میپذیرد، قواعد مشترک را رعایت میکند، با دیگران همکاری میکند و منافع جمعی را در کنار منافع فردی میبیند.
البته صرف برگزاری اردو کافی نیست؛ محتوای تربیتی و اجتماعی آن باید هدفمند طراحی شود تا دانشآموزان در فعالیتهای واقعی مشارکت داشته باشند، نه صرفاً دریافتکننده خدمات از پیش طراحیشده. مشارکت در برنامهریزی فعالیتها، مسئولیتهای مشترک، حل مسائل، توجه به محیط زیست و تعامل با جامعه میزبان میتواند بخشی از این تجربه باشد. چنین تجربههایی میتواند تعلق اجتماعی، مهارتهای ارتباطی و اعتماد متقابل را تقویت کند، اما نباید انتظار داشت اردو بهتنهایی مانع آسیبهای اجتماعی شود.
با عبارت «تجربه اجتماعی استانداردشده» موافقم، مشروط بر اینکه استانداردسازی به معنای کنترل و محدودکردن صرف نباشد. استانداردسازی باید شرایطی فراهم کند که همه دانشآموزان، فارغ از وضعیت اقتصادی خانواده، تجربهای ایمن، باکیفیت، عادلانه و دارای اهداف تربیتی مشخص داشته باشند.
جمله کلیدی من این است: اردوهای دانشآموزی باید از سفرهایی صرفاً برای گذران اوقات فراغت، به فرصتهایی برای یادگیری اجتماعی، تمرین مسئولیتپذیری و تقویت شهروندی جمعی تبدیل شوند؛ البته در چارچوب استانداردهای روشن تربیتی، ایمنی و حرفهای.

ارسال نظر